
نقاشی به سبک های مختلف
رئالیسم (واقع گرایی) شیوه ای است که درآن هنرمندبایددرنمایش طبیعت (طبیعت بدون انسان وبا انسان) ازهرگونه احساساتی گری خودداری کند.اما منظورما از رئالیسم ،دراینجا شیوه هنری یی است که ازحوالی سال 1804به بعددراروپا ونقاط دیگرجهان متداول شد. گوستاوکوربه یکی ازپیش گسوتان شیوه رئالیسم درنقاشی های خود ازهرگونه پیرایه بندی واغراق احساساتی خودداری می کرد،تاآنجاکه معمولا کارهای اورازشت وناهنجاروغیرهنری به حساب می آوردند.نمونه ای ازنقاشیهای کوربه تابلوی معروف سنگ شکنها است که نشان می دهد او چقر به روح واقعیت موضوع وفادارمی مانده است
رئالیسم یا واقع گرایی، شیوه ای
است که در آن هنرمند باید در نمایش طبیعت( طبیعت بدونِ انسان و با انسان)
از هرگونه "احساساتی گری" خودداری کند. اما منظور ما از رئالیسم، در اینجا
شیوه ی هنری ای است که از حوالی سال 1840 به بعد در اروپا و دیگر نقاط جهان
متداول شد.مدت زیادی از میانه ی قرن نوزدهم نگذشته بود که شارل بودلر شاعر
و هنرشناس فرانسوی، در سال 1846 نقاشیهایی را می ستود که بتواند"خاصیت
قهرمانی زندگی معاصر" را به وصف درآورد. در آن زمان تنها یک نقاش وجود داشت
که برآوردن این "نیازمندی" را اساس ایمان هنری خود قرار دهد. و او کسی
نبود جز گوستاوکوربه که در بخش قبل از او نام برده شد. کوربه که به پرورش
روستایی خود می بالید و در سیاست از سوسیالیست ها طرفداری می کرد، هنر خود
را در سالهای میان 50-1840 به شیوه ی نوباروک رمانتیک آغاز کرد، لیکن در
سال 1848 در زیر فشار طغیانهای انقلابی که سراسر اروپا را فرا گرفته بود،
کوربه به این عقیده در آمد: تاکیدی که مکتب رومانتیسم بر اهمیت احساس و
تخیل می گذاشت صرفا دستاویزی بود برای فرار از واقعیتهای زمان و او اعتقاد
به این امر پیدا کرد که هنرمند نباید تنها به تجربه ی شخصی و بی واسطه ی
خود تکیه کند و می گفت: من نمی توانم فرشته ای را تصویر کنم، زیرا هرگز آن
را به چشم ندیده ام!
هنگامی که کوربه پرده ی "سنگ شکنان" را به معرض
نمایش گذاشت، نخستین اثری بود که واقعگرایی برنامه ریزی شده ی او را به طور
کامل در بر داشت.
رئالیسم در کلیت خود، اصلاحی در
تاریخ هنر است که به بازنمایی واقعیتِ مورد تجربه ی انسانها در زمان و
مکان معین اشاره دارد. در این تعریفِ عام، رئالیسم مفهومی متضاد با
آرمانگرایی، انتزاعگرایی، چکیده نگاری و رمانتیسم است و از این رو با معنای
ناتورالیسم(naturalism)، مترادف
انگاشته می شود. از جنبه ی صوری، رئالیسم به این دلیل با ناتورالیسم متمایز
است که بر "عام در خاص" تاکید می کند( ناتورالیسم صرفا " خاص" را چون اساس
واقعیت ارائه می کند) از نظر محتوی نیز رئالیسم با ناتورالیسم متفاوت است،
زیرا لزوما به اثباتگرایی و فلسفه ی طبیعتگرانه درباره ی زندگی نمی
پردازد. گاه واقع گرایی را در معنای "واقع نمایی" بکار می برند. که در این
صورت مفهومی متضاد با کژنمایی است. برخی نیز شبیه سازی واقعیت را
"واقعگرایی بصری" می نامند. و آن را از واقعگرایی مفهومی جدا میکنند.
رئالیسم
به مثابه یک روش هنری، قابل تعمیم به بسیاری از آثار هنری – صرف نظر از
سبک یا اسلوب معین - است. رئالیسم را در آثاری می توان شناخت که هنرمند از
سطح ظواهر عینی فراتر رفته، حقایقی از روابط گوناگون و پویای انسانها با
یکدیگر و با محیطشان را بیان می کند و به طور کلی با مسئله ی "انسان چیست و
چه می تواند بشود" درگیر می شود. نقاشانی چون رامبراند، گویا، وانگوگ،
پیکاسو، لژه و بسیاری از هنرمندان دیگر، آثاری واقع گرایانه آفریده اند. در
برخی از این آثار روشهای کژنمایی، انتزاع و چکیده نگاری به کار رفته
است.رئالیسم چون یک آموزه یا نظریه ی هدفمند، در میانه ی سده ی نوزدهم،
واکنشی در برابر خصلت آرمانی کلاسی سیسم و خصلت ذهنی و تلقینی رمانتیسم
بود. واقعگرایی سده ی نوزدهم بر تفسیر همه جانبه ی زندگی اجتماعی و تجسم
دقیق سیمای زمانه تاکید می کرد.(از نظریه پردازان اصلی آن، شانفلُری و
دورانتی بودند).ادامه ی جنبش رئالیسم سده ی نوزدهم به دو جریان امپرسیونیسم
و ناتورالیسم – به خصوص در ادبیات – انجامید(واقعگرایی اجتماعی، رئالیسم
سوسیالیست، واقعگرایی نو).
نکاتی درباره ی نقاشی کودکان

| نقاشی کودکان |
|
راههای بسیار متفاوتی برای
آموزش نقاشی کودکان وجود دارد. بهترین کار در قدم اول تفکیک گروههای سنی
است. زیرا تفاوت سن یعنی تغییر باورها، خیالها و رویاها. مثلا باور و
شناخت یک کودک 6 ساله از دنیا، با یک کودک 11 ساله متفاوت است.
راههای بسیار متفاوتی برای
آموزش نقاشی کودکان وجود دارد. بهترین کار در قدم اول تفکیک گروههای سنی
است. زیرا تفاوت سن یعنی تغییر باورها، خیالها و رویاها. مثلا باور و
شناخت یک کودک 6 ساله از دنیا، با یک کودک 11 ساله متفاوت است. آموزش نقاشی به کودکان زیر 6 سال در این دوره کودک از کمترین اطلاعات علمی برخوردار است. بنابراین بسیاری از باورهایشان ساخته و پرداخته ذهن و خیال کودکانهشان است. اکثر فضاهایی را که میسازند، تخیلی بوده و قابل لمس و رویت ما نیست. اولین گام برای آموزش به این گروه سنی باور دنیای خیالی آنها است. همه چیز در دنیای آنها برای ما توصیف شده نیست. بهترین و گویاترین زبان برای شناخت این دنیا زبان خود آنها است. برای کشف آنها تغییر فضا امکانپذیر نیست؛ چون آنها را از خیالهای تکرارنشدنی دور نگه میداریم. پس اولین گام جهت آموزش، کشف دنیای فردی هر کودک است و رسیدن به تخیل آنها. بهترین سن آموزش نقاشی بهترین سن برای شروع آموزش به کودکان از پایان 4سالگی است. البته این موضوع برای همه صدق نمیکند. بعضی امکان ماندن در یک جای مشخص تحت عنوان کلاس به مدت نسبتا طولانی را ندارند یا اینکه آمادگی پذیرش آموزش در آنها شکل نگرفته یا بعضیها در 3 سالگی امکان آموزش درونشان شکل گرفته است( که این مورد بیشتر در دختربچهها به چشم میخورد) باید توجه داشت آموزش نقاشی به کودکان باید به روش غیرمستقیم باشد. یک مربی باید از موسیقی، تاتر، بازی، قصه، شعر و ... استفاده کند و فضایی به وجود آورد تا هنرجوی خردسال خود را با زبان تصویری آشنا سازد. نقاشی یک زبان بینالمللی است. زبانی برای گفتن ناگفتههای خود. بهترین ابزار نقاشی برای کودک اولین گام برای آموزش درست، شناخت ابزار مناسب است؛ ابزاری متناسب با روحیات و تواناییهای فیزیکی. این گروه سنی جذب رنگهای غلیظ میشوند. آنها تمایلی به ترکیب ندارند و میتوانند سطح سفید کاغذ را با غلظت بالای رنگی بپوشانند. بنابراین ابزار رنگی کودکان باید دارای غلظت رنگی مناسب باشد. پاستل یکی از مناسبترین ابزار برای این سن پاستل روغنی است البته با کاغذ مناسب. کاغذ پاستل باید زبر باشد. توجه داشته باشید که بافت بسیار درشت و زبر توصیه نمیشود، به خصوص برای کودکان. چون کنترل وسیله روی بافت درشت مقوا راحت نیست. پاستل: 1- نوک پهنی دارد و غلظت بالای رنگی 2- به علت جرمی که دارد میتوان به راحتی در نقاشی بافت ایجاد کرد. 3- به علت جرمی که دارد، اصطکاک آن با کاغذ کم میشود و حرکت آن روی کاغذ راحتتر است. کودک نیازی به فشار دست ندارد و دست او خسته نمیشود. گواش دومین وسیلهای که برای کودکان پیشنهاد میشود گواش است. گواش از غلظت رنگی بالایی برخوردار است. دقت باید داشت تنها گواش مخصوص کودکان مناسب این گروه سنی است که احتیاج به ترکیب کردن آن با آب نیست و مستقیما میتوانند قلمو را به داخل رنگ برده و روی کاغذ بکشند. ابعاد کاغذ و کادر برای این گروه بسیار مهم است. کاغذ یا مقوا نباید آنقدر کوچک باشد که کودک برای کشیدن نقاشی دچار مشکل شود(چون کشیدن اجسام کوچک و ظریف برای این گروه سنی مشکل است) و نه آنقدر بزرگ باشد که کودک از کشیدن خسته شده و دچار یاس شود. ابعاد کاغذ باید متناسب با نوک ابزار باشد. نقاشی مانند خواب و رویا، کودک خود را از ممنوعیتها رها کرده و ناخواسته و ناخودآگاه درباره مشکلات، کشفیات و دلهرههایش صحبت میکند. برای آموزش صحیح نقاشی به کودک، باید کمترین کپیبرداری را از مدلی انجام دهیم؛ مثلا در نقاشی کودکان خطی بر روی صورت برادر، حذف کردن شخصی، به کارگیری رنگی خاص یا بزرگ کشیدن بیش از حد یک اتفاق همه اینها تعبیر دارد. کودک 1 ساله مداد را در دست میگیرد ولی به سهولت نمیتواند آن را بر کاغذ بکشد. فقط با مداد بر روی کاغذ ضربه میزند و سرانجام کاغذ پاره میشود. (کشیدن خط افقی قبل از خطهای عمودی ظاهر میشود.) 18 تا 20 ماهه موفق به کشیدن خط میشود. در 2 سالگی خطها دایرهوار و زاویهدار میشوند. در 5/2 سالگی به علت قدرت عضلانی قادر به تعقیب خط با چشم است که از محدوده کادر خارج نشود. در 3 سالگی فقط لذت بردن از کشیدن خط روی کاغذ نیست، بلکه مایل است احساسات درونی خود را از زندگی کوتاهش بیان کنند. در این سن خطهای عمودی را بیشتر از خطهای افقی رسم میکند. خط عمودی نشانه اظهار وجود کودک است. در اواخر 3 سالگی شروع به کشیدن خانه و خورشید میکند. در 4 سالگی خطنگاریهای او جمع شده و برای بزرگترها معنی پیدا میکند. در 5 تا 6 سالگی امکان یادگیری کودک به نوشتن و حروف الفبا پیدا میشود. رنگها بین نقش رنگ و زندگی کودک یک حالت متواری است. 3 تا 6 سالگی کودک تحت تاثیر فشارهای درونی است و علاقه وافری به رنگ دارد و استفاده از رنگ بر شکل ظاهری مقدم است. هر چه سن بالاتر میرود، وابستگی بر رنگ، کم و توجه بر شکل و ظاهر آن بیشتر میشود. هر قدر کودک کوچکتر باشد از رنگهای زندهتر استفاده میکند. کودکانی که در کودکستان هستند، بیشتر از رنگهای گرم و تند استفاده میکنند. برخلاف کودکانی که در خانه نقاشی میکنند و از رنگهای سرد استفاده میکنند که به علت مشکلات عاطفی و روانی است. فقدان رنگ در قسمت یا تمامی نقاشی دلیل بر خلاء عاطفی یا گرایشهای ضد اجتماعی است. کودکان سازگار در نقاشی خود به طورمتوسط از 5 رنگ استفاده میکنند. کودکان گوشهگیر 1 یا 2 رنگ به کار میبرند. کودک برای انتخاب رنگها فقط تحت تاثیر احساسات و علایق خود قرار دارد؛ مثلا ممکن است چمن را بنفش بکشد چون هم رنگ بنفش را دوست دارد و هم چمن را کشیده است. نماد رنگها رنگها تحت تاثیر عوامل جسمی و روانی، معانی مختلفی دارد. رنگها به دو دسته رنگهای گرم(زرد، نارنجی و قرمز) و رنگهای سرد(آبی، سبز و بنفش) است. رنگهای گرم حالت تحریکدهنده و سبب فعالیت و جنب و جوش، حس روشنی، شادی، مولد و ... است ولی رنگهای سرد، حس انفعالی یعنی سکون و بیحرکتی و ... دارد. رنگهای خنثی(خاکستری) مبین درونگری، آغشتهسازی، استدلال، خودمختاری و ... است. سیاه نشانه ترس، اضطراب و تشویش است. قرمز معنای تحرک را در بردارد. نارنجی بیانگر آرامش و خوشی است. سبز، گویای زندگی و آبی و بنفش نشانه داشتن تمایلات درهم برهم است. رنگهای گرم در کل نشانه علاقه و صمیمیت است و رنگهای سرد و تند، نشانه کودکانی است که نظارت شدید در خانه داشته و مشکلات روانی و عاطفی دارند. موضوع نقاشی کودکان کودک با تمام وجود و شخصیت ذهنی و عاطفی خود نقاشی میکشد. آدم، خانه، درخت، ماه، خورشید و حیوانات را میکشند. آدمک نقاشی کودکان اگر در حد معمولی باشد، میتوان گفت کودکی سازگار است. آدمک کوچک و کنار صفحه نشانه خجالتی و گوشهگیر بودن، کمبها و بیارزش دانستن خود است. آدمکهای بزرگ نشانه کودکانی است که اختلالات عاطفی دارند. فقدان دست یا بازو نشانه بیاهمیت بودن خود است. خانه نماد پناهگاه و دسته اصلی گرمی خانواده است که ممکن است به خانه علاقمند یا از آن متنفر باشد. خانه دلباز مشخصه خانه سعادتمند یعنی باغچه پر از گل، درهای بلند، پنجره و دودکش است. اگر خانه بدون در ورودی در نقاشیهای 5 تا 8 سال دیده شد، نشانه خجالتی بودن کودک و وابستگی شدید به مادر است. بعد از 8 سالگی احساس خودکوچکبینی و تنهایی کودک، در نوجوانی نشانه شرم و حیا بیش از حد و احساسات رقیق است. خانه خانه به صورت قصر، پناهگاه مطلوبی برای کودک است. خانه کوچک به شکل زندان، نشانه ناسازگاری و مشکلات درونی خانواده است. خانه با دو در یا دری 2 تکه، نشانه پدر و مادری است که از هم جدا شدهاند که بخش اول نشانه یک زندگی مطلوب و خانوادگی و دومی نشانه زندگی تحمیل شده است. افراد خیالپرداز بیشتر به کشیدن دریا و امواج آن و پرندگان میپردازند. درخت به سه قسمت ریشه، تنه و ساقه و برگ تقسیم میشود. در زیر 6 سالگی تنه درخت، بلند کشیده میشود ولی بعد از این سن نشانه عقبافتادگی فکری یا بیماری عصبی است. درخت کوتاه و صاف، نشانه جاهطلبی و بلندپروازی کودک است. درخت با تنه کج، عدم ثبات و درخت با تنه صاف نشانه ثبات و رشد و یادگیری و برگهای درهم فرورفته، نشانه کودکی خجالتی و منزوی است. درختی با شاخههای به هر سو کشیده شده، نشانه کودکی است که مسایل را به سادگی درک میکند و سازگار است. خورشید و ماه خورشید نشانه امنیت، گرما، خوشحالی و قدرت و پدر است. خورشید به طور کامل و درخشنده نشاندهنده کودکی است که با پدر خود رابطه خوبی دارد. خورشید در پشت کوه، نمایانگر رابطه نامطلوب بین کودک و پدر است. خورشید با رنگ قرمز تند یا سیاه، نشانه ترس و اضطراب و دلهره و تشویش است. ماه، نشانگر سستی است. زمانی ماه درمیآید که خورشید، یعنی منبع زندگی رفته است. ماه اغلب در کنار قبر یا قبرستان ظاهر میشود. اتومبیل قدرت، جامعه بیرون از خانه و خانواده. کودکی که خود یا پدر را در حال رانندگی میکشد، نشانگر این است که این کودک، احساس مسئولیت داشته و از زندگی خارج از خانواده رضایت دارد. آسمان و زمین آسمان، الهام پاکی و زمین نشانه ثبات و قدرت است. حیوانات کارهای اشتباه خود را در غالب حیوانات میکشند. کودکی که حیوانی درنده میکشد، نشانه تندخویی یا عدم مهر و محبت در خانواده است. کودک به کمک نقاشی، کشمکشها و دلهرههایش را بیان میکند. خط خط ممکن است ضخیم، نازک، خط و نقطه، خط مداوم، عمودی، افقی، زاویهدار و مارپیچ باشد. از روی خط میتوان به غم و شادی، عصبانیت و اطمینان کودک پی برد. در خوشحالی و راحتی، خط بارزتر و بلندتر، در ضعف و عصبانیت خط فشردهتر و کوتاهتر میشود. در هنگام پرخاشگری، خطها قطعه قطعه و پیچیده میشوند. اگر کودک جوش و خروش کم و ناتوانی داشته باشد، خطوط با پررنگی و نیروی زیاد شروع میشود و با بیرنگی تمام میشود. اگر در قسمتهایی از ترکیب نقاشی خطخطی وجود داشته باشد، نشان از وجود مشکلات عاطفی و دلهره است. فضای نقاشی فضا در نقاشی اهمیت زیادی دارد. کودکانی که متناسب با کاغذ نقاشی میکنند، کودکانی هستند که آرامش دارند. اگر نقاشی از کادر یا کاغذ خارج شود، 3 حالت دارد: 1- کودکانی که عقبافتادگی دارند؛ یعنی ضعف عضلانی دارند. 2- کودکانی که به خود بیاعتماد هستند. 3- کودکانی که کمبود محبت دارند. اگر کودک در گوشه کاغذ نقاشی بکشد، یعنی کمرو و خجالتی است. نقاشی اگر در بالای کاغذ کشیده شود، نشانه ارزشگذاری به خود و اعتماد به نفس است. اگر او تمایل دارد که در پایین کاغذ نقاشی بکشد، به این معنا است که کمتر شیفته شوند. اگر کودک شما چپ دست نباشد و تمایل دارد که در گوشه چپ کاغذ نقاشی بکشد، نشانه غم و اندوه و گوشهگیری او است |